اصل ماجرا 2
ب – تشويش اذهان عمومي
جريان هوچيگر كه در اين يكي دو سال اخير خوب هرچه در چنته داشت براي تخريب احمدينژاد رو كرد در آن سال در كنار اهانت به مجلس، از طرفي ديگر با طرح ادعاهاي غير واقعي، ( يادش بخير چند وقت پيش چقدر خنديديم!، وقتي خاتمي ادعا كرده بود با برنامهترين دولت را داشته!!! در طرح ادعاهاي واهي استادند.) در صدد تشويش افكار عمومي برآمد. تا شايد بتوانند در عزم نمايندگان واقعي اين ملت خللي وارد كنند و آنان را نسبت به انجام وظيفه سرد كنند( همچنان كه الان به همين امر خطير!! مشغولند). جلوي تصويب كليات اين طرح را بگيرند و يا زمينه و بستر جامعه را براي اعتراضات عمومي فراهم سازد. نكته قابل بيان و قابل تأمل، نبود بياني مستدل براي تمامي اين مقالات و مصاحبههاست.
ابراهيم باي سلامي، نمايندۀ خواف و رشتخوار ضمن مغاير دانستن اين طرح با قانون اساسي، بدون اشاره به موادي از قانون اساسي كه ادعاي مغايرت اين طرح را با آن داشت، اظهار كرد:
" اين طرح به دنبال مقيد كردن بيش از حد مطبوعات و نوعي تحديد براي آزادي بيان است" (روزنامۀ خرداد 18 خرداد 78)
اين شيوۀ كلي گويي و وارد كردن اتهام بدون ذكر دليل، در مصاحبۀ نشريۀ " خرداد " با آقاي محسن آرمين، عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي نيز كاملاً مشهود است. آرمين، در اين مصاحبه ضمن اعلام اين مطلب كه اين طرح همسو با منافع سياسي جناحي خاص تهيه شده، ميگويد:
" جناح راست، اخيراً در قالب طرح قانون مطبوعات به اقداماتي دست ميزند كه اين اقدامات از چارچوب رقابتهاي سالم سياسي خارج شده است و به يك هجوم كامل عليه آزاديهاي مشروع قانوني مردم، در يك نظام آزاد و دمكراتيك تبديل شده است." _ روزنامۀ خرداد 30 خرداد78
اين جريان سعي داشت به هر نحو ممكن اذهان عمومي را براي مقابله با اين طرح تحريك كند، با صفاتي كه براي اين طرح به كار ميبرد، از آن قانوني هراسناك ميساخت و چنين القا مينمود كه با تصويب آن، حق نفس كشيدن از همه سلب ميشود!!!
نظرتان را به چند مورد از اين دست جلب مينمايم:
"طرح اصلاحيه، پروژۀ تابستان است!" _ روزنامۀ نشاط 16 خرداد 78 ص2
"طرح اصلاح قانون مطبوعات در خوشبينانهترين قضاوت، از قانون كشورهاي بسته و نظامهاي تماميت خواه سياسي، نظير عرق عقب افتادهتر است!" _ همان
"اصلاحيه، قانوني كردن خشونت عليه اهالي مطبوعات است." _ روزنامۀ سلام 18 خرداد 78
"عدهاي به نام اسلام و قرآن در شكستن قلمها و مُهر زدن بر دهانها افراط و تعجيل ميكنند و به دنبال قانوني كردن خشونت، آن هم عليه اهالي مطبوعاتند." _ سلام 18 خرداد ص2
"چه ضرورتهايي عدهاي را به مقابله با اصل آرادي كه در حصاري چون قانون اساسي از آن حفاظت ميشود، سوق داده است. مگر آزادي چه گزندي بر جامعه رسانده؟!" _ روزنامۀ سلام 27 خرداد ص9
"اين طرح نه تنها بهرهاي از كارشناسان فن نبرده و نه تنها نظر اساتيد ارتباطات و روزنامهنگاران را لحاظ نكرده، بلكه تحت تأثير انديشۀ كساني بوده كه در سالهاي اخير و به ويژه پس از دوم خرداد 76، شديدترين حملات را به آزادي بيان داشتهاند و بدترين و شديدترين انتقادات را بر قلم بدستان نو ظهور روا داشتهاند..." _ روزنامۀ خرداد 29 خرداد 78 ص3 ( البته ادعاي استفاده نكردن از كارشناسان اهل فن را در زمان اخير و نسبت دادن آن به رئيس جمهور مكتبي يعني دكتر احمدينژاد ميتوانيد ببينيد. اينان فراموش كردهاند ما به دكتر رأي داديم تا دست اين مدعيان دروغين فن و كارشناسي را از بيت المال و جان و ناموس ملت كوتاه كنيم.)
"اين اعمال، نوعي قانون سازي براي مهار برنامههاي اصلاح طلبانۀ رياست جمهوري است." روزنامۀ ايران 3 تير 78 ص2 ابراهيم باي سلامي
"تصويب طرح پيشنهادي مطبوعات، بازپسگيري حقوقي است كه قانون اساسي به مردم داده است." _ روزنامۀ صبح امروز 8 تير 78 بيانيۀ حزب مشاركت. (البته صداقت! گفتار اين حزب - در مورد حق مردم - را با خواندن بيانيه اين حزب، در مخالفت با حق هستهاي ايران ميتوان فهميد!)
"طرح اصلاح قانون مطبوعات در تقابل كامل با برنامههاي توسعۀ سياسي و فرهنگي رئيس محترم جمهوري قرار دارد." _ روزنامۀ خرداد 9 تير 78 بيانيه حزب مشاركت
"طرح اصلاح قانون مطبوعات نه تنها با روح ملي حاكم بر قانون اساسي مغايرت دارد، بلكه با خواست و ارادۀ عمومي ملت ايران كه آزادي و دانستن و اطلاع پيدا كردن از امور مختلف را جزو حقوق مسلم خود ميداند، همسويي ندارد." _ روزنامۀ خرداد 9 تير 78 بيانيۀ حزب همبستگي ( ادعاي" دانستن حق مردم است" را هم بعد از افتضاح كنفرانس برلين و افشاي آن توسط روزنامۀ كيهان و پخش آن توسط دكتر لاريجاني از صداوسيما و واكنش اين جريانات هوچيگر و ماجراهاي ديگر ثابت شد!.)
"دستهاي پشت پردۀ تهديد و نابودي مطبوعات، همان شبكۀ قتل، ترور و آدمربايي است." _ روزنامۀ آريا 17 تير 78 ص3 عماد الدين باقي
" هيأت نظارت ( كه در طرح مطرح شده ) ماهيتاً مانند كميسيون مادۀ 5 در زمان طاغوت است!" _ روزنامۀ صبح امروز 3 تير 78 ص2
"تا چند ماه آينده، اثري از مطبوعات آزاد و مستقل[!] باقي نميماند." _ روزنامۀ عصر آزادگان 31 فروردين 79 ص4 (مستقل از كجا از بيگانگان يا اسلام!)
يه سؤال؟! برنامۀ توسعه سياسي و فرهنگي رئيس جمهور، شامل كدام عرصهها ميشد كه اين طرح در تقابل كامل با آن ارزيابي ميگرديد؟!!! انتظار اين جريانات كه هنوز هم هستند از قوانين مملكت اسلامي چيست. همون كه تو ايتاليا ديديم؟!
مسلم است كه آزادي مورد نظر اين عناصر، آزادي مشروع براي خدمت به انقلاب و نظام نبود ؛ چرا كه اگر منظور از آزادي، آزاديهاي مشروع بود، در مادۀ 4 قانون مطبوعات – پس از اصلاح – اين چنين از آن دفاع شده:
" هيچ مقام دولتي و غير دولتي، حق ندارد براي چاپ مطلب يا مقالهاي، درصدد اعمال فشار بر مطبوعات برآيد و يا به سانسور و كنترل نشريات مبادرت كند."
حتي در اصلاحيۀ مجلس پنجم (تبصرۀ 1 مادۀ 4)، براي متخلف از اين ماده به شرط داشتن شاكي، مجازات انفصال از خدمت در نظر گرفته شده است. اگر اين آزادي مطبوعات نيست پس چيست؟ آزادي مطبوعات مورد نظر مدعيان كدام است؟
ادامه دارد....
اى سيّد و مولاى ما! پيش خداى متعال گواهى بده كه ما در راه خدا تا آخرين نفس ايستادهايم. بزرگترين آرزو و افتخار بنده اين است كه در اين راهِ پُرافتخار و پُرفيض و پُربهجت، جان خودم را تقديم كنم. امام خامنه اي